صائن الدين على بن تركه
116
عقل و عشق يا مناظرات خمس ( فارسى )
علائم ديگر مانند قطع و وصل و غيره . ص 36 ، س 12 : بيست و هشت مير : بيست و هشت حرف الفباى عربى است . ص 36 ، س 13 : شانزده پيرانند . . . : بيان رمزى تاريخچهء خط و حروف الفباست . آنچه صائن الدين در اين بخش نوشته متأثر از روايت نيمه درست ابن نديم است كه به نقل از تواريخ قديم مىگويد : يونانيان در آغاز نوشتن نمىدانستند تا آنكه دو تن از اهل مصر ، يكى به نام « قيمس » و ديگرى به نام « اغنور » بر آنان وارد شدند و با خود شانزده حرف داشتند . يونانيان با همان حروف ، نوشتن را آغاز كردند ؛ سپس يكى از آن دو تن ، چهار حرف ديگر استنباط كرد و مردم با آن نوشتند . بعدها نيز شخص ديگرى به نام « سمونيدس » چهار حرف ديگر از خود در آورد كه جمعا بيست و چهار حرف گرديد ( الفهرست ، ص 26 ) . در اساطير يونان و نوشتههاى هرودت ، كدمس ) somdaK ( شاهزادهء فنيقى از صيد است كه نوشتن را به يونانيان مىآموزد . پس از او پلامدس ) sedemalaF ( چهار حرف به الفباى فنيقى اضافه كرده و سپس سيمونيدس ) sedinomiS ( چهار حرف ديگر به آن مىافزايد . آنچه در اين روايتها درست و دور از افسانه است بيست و چهار حرف الفباى يونانى و منشأ فنيقى آن است . البته خط فنيقى ، بيست و دو حرف داشته نه شانزده حرف . فنيقىها در كرانهء درياى مديترانه و در سوريه مىزيستند و در حدود سدهء سيزدهم قبل از ميلاد براى زبان سامى خود - كنعانى - خطى اختراع كردند كه در دورههاى بعد ، زبان يونانى و زبانهاى شرقى مثل آرامى ، پهلوى و عربى خط خود را از آن گرفتند ( نگاه كنيد به لغتنامهء دهخدا ، ذيل الفبا ) . ص 36 ، س 13 : زمان ادريس و شيث و آدم . . . : ابن نديم از تيادورس ، مفسّر تورات ، نقل مىكند كه خداوند به زبان نبطى كه فصيحترين زبان سريانى است با آدم سخن گفت ( الفهرست ، ص 19 ) . اين روايت مىتواند مأخذ صائن الدين در قدمت و سبقت زبان سريانى بر خط و زبان عربى و نسبت دادن آن به آدم عليه السلام بوده باشد . ص 36 ، س 14 - 15 : در زمان ابراهيم و اسماعيل نقل فرمودهاند به ديار عرب . . . : اين هم متأثر از روايت ابن نديم است كه مىگويد : اسماعيل پس از آن كه در حرم اقامت كرد و رشد يافت از قبيلهء جرهم زنى گرفت و علاوه بر زبان سريانى پدرش ، زبان عربى ايشان را نيز آموخت . فرزندان او از كلمات عربى اشتقاقاتى ساخته براى هر چيز به تناسب